|
|
دایی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد |
|
|
آیا دایی افتخارات برانکو را تکرار خواهد کرد «على دايى» سرمربى جديد تيم ملى فوتبال ايران، در خصوص انتخاب خود به اين عنوان گفت: حضور در تيم ملى، برايم افتخار است و من با افتخار اين پيشنهاد را قبول كردم. دایی گفت: مسئولان فدراسيون فوتبال از من برنامه خواستند، كه من هم برنامهام را به آنها ارایه كردم. جلساتى هم برگزار كرديم و به توافق رسيديم تا در خدمت تيم ملى باشم. من به حضور در تيم ملى افتخار مى كنم و اميدوارم مردم مرا دعا كنند تا بتوانم موفق شوم و براى فوتبال ايران مثمرثمر باشم. دايى اظهار داشت: بايد جلسات ديگرى با اعضاى هيأت رئيسه و رئيس فدراسيون برگزار كنم و در خصوص مسایل مختلف باهم صحبت كنيم. بعد از صحبت با مسئولان فدراسيون، در خدمت رسانه ها هستم و بيش از اين حرفى براى گفتن ندارم. |
||
|
2
سانتر شده در دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط امیر غفاربیگی
|
|
||
|
|
رویاها و کابوس های قلعه نویی |
|
|
توضیح ویژه: حدود یک ماه به دلیل مشغلهی کاری و دوری از ورزش نتوانستم در وبلاگ حضور فعال داشته باشم. اما از این به بعد سعی خواهم کرد بیشتر روی وبلاگ وقت بگذارم. در ضمن به بعضی از دوستان باید عرض کنم که این وبلاگ فقط یک پایگاه ورزشی است. لطفا جنگهای جناحی، سیاسی و شخصی خود را به جاهایی انتقال دهید که به همان منظور راهاندازی شده اند.
ثانیههای پایانی بازی مس مقابل ملوان در حال سپری شدن است. مس با یک گل از حریف سختکوشش جلو افتاده است. «قلعهنویی» آرام در کنار زمین ایستاده است، با ظاهری آراسته و کت و شلواری خوش دوخت. لبخند معنی داری بر لب دارد. حق دارد؛ مسیها از زمانیکه تحت رهبری او قرار گرفتهاند، باخت نداشتند. نه امتیاز از سه بازی خانگی که شیرینترینش مقابل استقلال بزرگ، تیم سابق قلعهنویی [هم به عنوان بازیکن و هم به عنوان مربی]، بود و دو امتیاز از دو بازی خارج از خانه. این یعنی این یک پیروزی بزرگ. البته پشت لبخند مربی مس، که طبق معمول پس از برد به کنفرانس مطبوعاتی نمیآید، میتواند یک راز بزرگ نهفته باشد. او شاید دارد به افرادی فکر میکند که ناباورانه! از تیم ملی کنارش گذاشتند. او حالا به همهی آنها ثابت کردهاست که بهترین است، ثابت کردهاست که «ژنرال» واقعا برازندهاش است! ژنرال بدجوری در رویاهایش غرق شدهاست. حال دیگر خبری «کلمنته» اسپانیایی نیست، او قطعا به ایران نمیآید مگر معجزهای رخ دهد. گزینههای داخلی هم از نظر نام چنگی به دل نمیزنند. [مگر افشین قطبی که «مرام» حرفهایاش حکم میکند که کل حواسش معطوف پرسپولیس باشد.] فقط میماند قلعهنویی. او میداند نامها فقط برای رد گم کردن است و میداند مس بالی است برای پرواز مجددش در اوج. در اوج فوتبال ایران. اما... اما غافل از اینکه بچههای آبادانی این رویای او را به کابوسی تلخ تبدیل خواهند کرد. تنها چند روز پس از برد مس برابر ملوان، آنها میبایست مقابل نفتیهای متحول شده صف آرایی کنند. همه مس را از پیش برنده میدانند. اما در جمع طلاییپوشان که در این بازی آبی به تن کردهاند جوان ناآرامی بازی میکند که میخواهد خیلی چیزها را ثابت کند. او که در زمان تصدی سمت مربیگری قلعهنویی در تیم ملی، یکی، نوبت به تیم ملی هم دعوت شد، میخواهد انتقامش را از مس بگیرد نه از قلعهنویی. صابر میرقربانی مهاجم فصل قبل مس و این فصل نفت که در ابتدای لیگ ناباورانه از سوی فرهاد کاظمی مربی وقت مس در لیست فروش قرار گرفت از دو موقعیتی که گیرش آمد به نحو احسن استفاده کرد. در یکی توپ را به تور دروازهی رحمتی دوخت و در دیگری آنرا به تیر دروازهاش کوباند. از این پس تیم قلعهنویی هر چه زد به در بسته خورد و بازیکنان این تیم 70 دقیقه از پس تیم ده نفرهی نفت برنیامدند. خاطرهی آخرین بازی ایران در جام ملتهای آسیا زنده شد. قلعهنویی در برابر کرهای که فرسنگها با کرهی واقعی فاصله داشت عاتل و باطل مانده بود. 120 دقیقه با یک تاکتیک سر در گم کرهایها را سرگرم کرد و نهایتا در ضربات پنالتی آنها را به نیمه نهایی فرستاد. در بازی برابر نفت هم تنها کاری توانست انجام دهد استفاده از سیستم قدیمی و آشنای سانتر از جناحین [همان علی اصغری خودمان] و فرستادن مدافعانش یعنی «میرطرقی» و «ابراهیمی» به خط حمله بود. تاکتیکی که هرگز نتیجه نداد و «ژنرال» اکنون موقعیتش را در رسیدن به تیم ملی بیش از پیش در خطر میبیند. |
||
|
2
سانتر شده در شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 8:47 قبل از ظهر توسط امیر غفاربیگی
|
|
||