تبليغاتX
Kickoff یادداشتهای ورزشی امیر غفاربیگی
نوشته های ورزشی امیر غفاربیگی
فریدون، مرد میدون!


وقتی خبر ایرانی شدنش در رسانه­های خبری منتشر شد، آنقدر هیجان­زده شدم که برای دیدنش با پیراهن سپید تیم ملی فوتبال کشورمان لحظه شماری می­کردم. اولین بازی­اش ملی­اش مصادف شد با اولین بازی تیم ملی در مقدماتی جام جهانی 2006 آلمان در اسفند 83. او 60 دقیقه در «منامه» مقابل بحرین به میدان رفت.

پنجم فروردین 84 را هرگز فراموش نمی­کنم. بازی ایران مقابل ژاپن. همان بازی معروفی که آزادی 110هزار هوادار را در خود جای داد که از این تعداد تماشاگر پنج نفر جان خود را از دست دادند. یکی از آنها جلوی خودم از دست رفت. آخر من هم یکی از آن 110 هزار نفر بودم. اولین و آخرین حضورم در آزادی منجر به برد 2-1 ایران شد. اما آن بازی یک «ستاره­ی» ویژه داشت. ستاره­ای که اولین بار که در خاک کشورش به میدان می­رفت. ستاره­ای که مرا مجبور کرده­بود تا هزار کیلومتر را برای دیدن بازی­اش طی کنم. ستاره­ای در کایزرسلاترن آلمان با پیراهن شماره­ی 10 همه کار می­کرد. همان فوتبالیستی که در نشریه «فردوس کویر»، پیش از ایکه تصمیم بگیرد که ایرانی شود یا آلمانی بماند، درباره­اش نوشته و اطمینان داده­بودم که ایرانی می­شود. یک هافبک چپ کلاسیک، با سبک فوتبال آلمان؛ «فریدون زندی».

بعد از اینکه زندی به تیم ایران پیوست کم­کم از فوتبال آلمان طرد شد. بازیکن مورد علاقه­ی برانکو هرگز نتوانست روزهای خوشش در فرایبورگ و لاترن را تکرار کند. به همین دلیل بار سفر را بست و از آلمان به قبرس نقل مکان کرد. زمانی­که قلعه­نویی او را برای بازی در جام ملتهای آسیا 2007 دعوت کرد، دیگر فروغ گذشته را نداشت. بد بازی گرفتن قلعه­نویی از او هم مزید بر علت شد. در حالی­که همه «فری» را به عنوان یک بازیکن هجومی می­شناختند در تیم ایران 2007 در خط دفاع زندانی شد. هر چند نبوغش را روی گل زیبایی که از فاصله­ی 30 متری با پای چپ هنرمندش به دروازه­ی چین دوخت نشان داد و ایرانی بودنش را با بوسیدن پرچم روی پیراهنش، اما حذف تلخ ایران از جام ملت­هی آسیا دوباره فریدون را به بوته­ی فراموشی سپرد.

اما آنچه دوباره نامش را بر سر زبان­ها انداخته است حضور یک مربی اسراییلی در تیم آپولون (باشگاهی که فریدون در آن بازی می­کند) است که باعث شد تا اردوی این تیم قبرسی را ترک کند تا بار دیگر جاری بودن خون ایرانی را در رگ­هایش ثابت کند. البته امیدواریم سناریوی غمبار «اشکان دژآگه» دیگر بازیکن «ایرانی، آلمانی» که ماه قبل، از همراهی تیم ملی امید آلمان به اسراییل سر باز زده بود تکرار نشود. پس از این حرکت اشکان، مجامع آلمان و اسراییل چنان او را احاطه کردند که مجبور شد طی جلسه با حضور رییس فدراسیون فوتبال آلمان و «فلیکس ماگات» مربی تیم باشگاهی­اش، ولفسبورگ قول دهد تا در بازی برگشت مقابل اسراییل اگر به تیم امید آلمان دعوت شد، به میدان برود.

2 سانتر شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 11:35 بعد از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

اندر حکایت تکنولوژی جدید روس سکوهای سلیمی‌کیاي كرمان

عكس از صالح


ماشااله، هزار ماشااله در همه‌ی امورات فوتبال در حال حرفه‌ای شدن هستیم. حتی هواداران‌مان هم برای تشویق کردن به تکنولوژی‌های نوین مجهز شده‌اند و کار حمایت از تیم مورد علاقه‌شان را با ابزاری متفاوت انجام می‌دهند. این تفاوت بزرگ در سبک تشویق کردن در بازی‌ تیم‌های مس و پگاه گیلان نمود پیدا کرد و هواداران با استفاده از این ابزار، حسابی تیم را حمایت کردند تا نتیجه‌ی بازی به نفع مسی‌ها شود.

یکی از این ابزاری که تازگی‌ها وارد سیستم تشویق نوین کرمانی‌ها شده است. «بلندگوی دستی» یا به قول ناصر حجازی«بلندگوی سبزی فروشی!» است. البته این نوع بلندگو سابقه‌ی دیرینه‌ای در کشورهای عربی و حوزه‌ی خلیج فارس دارد و بازیکنان ایرانی که چه در قالب تیم ملی و چه در قالب تیم‌های باشگاهی به این کشورها سفر کرده‌اند اصلا خاطره‌ی خوبی از آن ندارند.

 باب کننده‌ی استفاده از این نوع بلندگو در ایران اصفهانی‌ها هستند. هواداران سپاهان در بازی این فصل‌شان با استقلال حسابی سنگ تمام گذاشتند و با این بلندگو کاری کردند که کلیه‌ی عوامل استقلال از مربی گرفته تا سرپرست و بازیکن لب به شکایت گشودند و همین بلندگوی کوچک را عامل اصلی باخت‌شان معرفی کردند تا کمیته‌ی انضباطی فدراسیون هم زردپوشان سپاهانی را از یک بازی خانگی محروم کرد و آن‌ها مجبور شدند بازی خود در مقابل شیرین‌فراز را در استادیوم اکباتان تهران برگزار کنند.

هواداران مس نیز با الگو گرفتن از این شیوه‌ی نوین در بازی اخیر تیم‌شان با یک دستگاه بلندگوی دستی هم تیم‌شان را حمایت کردند و هم «ابراهیم تقی‌پور» بازیکن تیم حریف و یکی از خبرنگاران! را حسابی مورد لطف و عنایت خود قرار دارند.

از دیگر ابزار مورد استفاده‌ی هواداران مس در بازی اخیر، دو عدد ترقه بود که پس از هر گل مس به زمین پرتاب شدند و صدای مهیب آن‌ها «آقای کرد» ناظر سخت‌گیر فدراسیون کاملا را از جا بپراند.

حاضر شدن یک ارکستر موسیقی نظامی در استادیوم هم تعجب خیلی‌ها را برانگیخته بود. اعضای این ارکستر با نواختن طبل شیپور در پشت نیمکت حریف باعث شدند تا بازی در نیمه‌ی دوم با چهار، پنج دقیقه تاخیر شود. آن‌ها وقفه‌های بسیاری را در نیمه‌ی دوم بازی بوجود آوردند که سرانجام با فشار داور و ناظر بازی، این ارکستر دست از نواختن کشیدند و طبلشان هم توقیف شد.

این‌ها نکاتی بودند که از چشمان تیزبین «کرد» ناظر فدراسیون دور نماند و او همه‌ی این موارد را موبه مو یادداشت کرد.

گویا تماشاگران کرمانی یادشان رفته است که تیم فوتبال مس فصل قبل با رای کمیته‌ی انضباطی دوبازی خانگی مقابل پاس ور اه‌آهن در ورزشگاهی بدون تماشاگر برگزار کرد و از دست دادن امتیازات آن دو بازی باعث نزول شدید تیم‌شان در جدول بود.

2 سانتر شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 11:47 قبل از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

اولی کان؛ پیر شدی پسر!


وقتی «یورگن کلینزمن» بعنوان سرمربی تیم ملی فوتبال آلمان محسوب شد تا این تیم را برای رقابت­های جام جهانی 2006 که قرار در خود کشور آلمان برگزار شود، برای حراست از دروازه­ی تیمش با یک مشکل بزرگ مواجه شد. او در داقع بر سر یک دوراهی قرار گرفته بود و نمی­دانست «الیور کان» باتجربه را که در جام جهانی 2002 کره، ژاپن، عنوان بهترین بازیکن جام را از آن خود کرده بود، مسوول سنگربانی از دروازه­ی تیمش کند یا «ینس لمان» ورزیده و به اوج رسیده را که با پیوستنش به آرسنال گام در مسیر جدیدی از فوتبال حرفه­ای نهاده بود.

بالاخره کلینزمن این ریسک را انجام و از چند ماه مانده به جام جهانی لمان را بعوان دروازه­بان اول تیمش معرفی کرد. این عمل واکنش­های زیادی را در مطبوعات آلمان و همچنین اروپا در بر داشت. خود کان هم آتش بیار این معرکه خود و نارضایتی خود را از این انتخاب مربی به طرق گوناگون نشان داد. جام جهانی سر رسید و اتفاقا لمان چندان نمایش بدی هم نداشت و در بازی یک­چهارم نهایی بین آلمان و آرژانتین برگزار شد فوق­العاده بود و پس از اینکه بازی با نتیجه­ی 1-1 در وقت­های عادی و اضافه به پایان رسید، نوبت به هنرنمایی لمان در مهار ضربات پنالتی رسید و او یک تنه آلمانی­ها را به نیمه نهایی برد تا آرژانتین یکی از مدعیان اصلی جام از ادامه­این تورنمنت معتبر حذف شود. پس از پایان بازی، صحنه­ای که کان، لمان را برای ضربات پنالتی آماده می­کرد و او را دلداری می­داد به یک عکس داغ خبری تبدیل شد و در سراسر جهان انتشار یافت. هر چند که بالاخره کان در آخرین بازی آلمان­ها در جام که منجر به سوم شدن آن­ها به میدان رفت، کسی افسوس نخورد که چرا از او در دروازه­ی آلمان استفاده نشده­است.

اکنون که کان کاپیتان و سنگربان «بایرن مونیخ» است دو سال از آن زمان گذشته و الیور دیگر طراوت و شادابی سال­های قبل را ندارد. در بازی اخیر بایرنی­ها در مقابل «اشتوتگارت» قهرمان فصل قبل بوندس­لیگا بسیار ضعیف کار کرد. او در این بازی سه گل خورد تا سرخ­های مونیخی اولین شکست فصل­شان را در هفته­ی سیزدهم تجربه کنند. کان روی دوگل اول حریف کاملا مقصر بود. به خصوص گل دوم که از فاصله­ی 30 متری توپ در کنج دوازه­اش جای گرفت. پس وقتش است به او بگوییم: «دیگر پیر شده­ای پسر، به فکر آویزان کردن کفش­ها باش!»

2 سانتر شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 11:4 بعد از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

آفت غرور


گرچه لوکا بوناچیچ بعد از بازی رفت دوتیم «سپاهان اصفهان» و «اوراوای ژاپن» در فینال جام باشگاههای آسیا گفت: «هنوز یک 90 دقیقه­ی کامل از فینال را پیش رو داریم»، بازی زردپوشان اصفهانی هواداران را کمی نگران کرد. متاسفانه به نظر می­رسد سپاهانی­ها که با قدرت هر چه تمام­تر خود را به فینال این رقابت­ها رسانده­اند و در لیگ برتر فوتبال کشور هم بسیار خوب بازی کرده­اند، در این بازی کمی با غرور بازی می­کردند و اصلا مسابقه­ای به این مهمی را جدی نگرفته­بودند، بطوری­که این غرورشان بدجوری کار دست تیم داد. در نیمه­ی اول برخی از بازیکنان نظیر «نویدکیا»، «جلال اکبری» و «سعید بیات» انگار در زمین مسابقه قدم می­زدند. هنگامی­که گل بازیکنان اراوا در انتهای نیمه­ی اول، به ثمر رسید هیچ­کدام از بازیکنان زردپوش هیچ­گونه فشاری روی بازیکن حریف نیاوردند و وی آزادانه پشت محوطه­ی ­جریمه صاحب توپ شد و ضربه­ی محکم خود را به توپ نواخت و توپ هم در قعر دروازه­ی محمدی قرار گرفت. هرچند در نیمه­ی دوم «لوکا»، بیات و  اکبری را از زمین بیرون کشید ولی باز هم بازیکنان سپاهان اصرار به تکروی و عبور از بین دفاع چند نفره­ی تیم ژاپنی را داشتند. البته این تعویض­ها و همچنین گل چشم­بادامی­ها کارساز شد و اصفهانی­ها کمی به خود آمدند و در نیمه­ی دوم باانگیزه­تر ظاهر شدند.

معلوم نشد چرا بوناچیچ بازیکن تاثیرگذاری چون «محمود کریمی» را تعویض کرد و «عمادرضا» را همچنان در زمین نگه داشت. نویدکیا هم آن بازیکن خلاق همیشگی نبود! خیلی با توپ کار می­کرد و از آن پاس­های طلایی­اش هم خبری نبود.

نکته­ی جالی این بازی نشویق شدن تیم ژاپنی توسط هوادارانش بود. هواداران چشم­بادامی­ها که تعداشان هزار نفر بیشتر نبود به شدت و 90 دقیقه تیم­شان را بدون وقفه همراهی کردند و در بعضی مواقع صدای­شان از 20000هوادار اصفهانی که با یک بلندگوی سبزی­فروشی(به قول اصغر حاجیلو!) هماهنگ می­شدند بیشتر بود!

حال این بازی هم به پایان رسیده و سپاهانی­ها باید به فکر یک بازی برگشت سخت در «سایتامای» ژاپن باشند. البته شاید بتوان به همان جمله­ی ابتدایی لوکا اطمینان کرد و به انتظار بازی برگشت نشست. زیرا سپاهانی­ها دراین فصل از هر چیز غیرممکنی، ممکن ساخته­اند.

2 سانتر شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 10:23 بعد از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

سوء قصد به جان خبرنگار را محکوم می کنیم
خانه مطبوعات استان کرمان با انتشار بیانیه ای نسبت به سوء قصد به جان سردبیر هفته نامه ی کرمان ورزشی واکنش نشان داد. متن بیانیه به این شرح است:

رضا عوض پور، سردبیر کرمان ورزشی روز گذشته دراثر حمله ی دو نفر ناشناس به شدت مجروح و در بیمارستان بستری شد.

این اتفاق ناگوار جامعه خبری استان را به شدت اندوهگین و نگران کرده است. این در حالی است که خبرنگاران محلی بدون آن که بیمه باشند هر روز با اخباری که تهیه می کنند خود را بیشتر در معرض این گونه خطر قرار می دهند.

خانه مطبوعات کرمان ضمن محکوم کردن این عمل وحشیانه، از مسوولان امنیت استان مصرانه خواهان واکنش سریع و قاطع در شناسایی و مجازات عاملان این جنایت است.

هر چند مجازات آن ها موجب التیام کامل این درد نمی شود، اما قطعاً نشانه ی توجه مسوولان نسبت به امنیت جان خبرنگاران به شمار می رود.

همچنین توجه مسوولان سیاسی و فرهنگی استان را به اهمیت جایگاه خبرنگاران در سالم سازی و آگاهی بخشی به جامعه جلب می کنیم، چون جامعه ی بدون خبرنگار، جامعه ی مرده است و این خبرنگاران مخلص و  زحمت کش هستند که با اهدا جان عزیز خود به جامعه زندگی می بخشند. باشد تا مسوولان نیز نسبت به تامین امنیت این عزیزان جدی تر عمل کنند و عاملان این عمل ددمنشانه را هر چه زودتر به مجازات برسانند تا درس عبرتی باشد برای کسانی که حقوق خبرنگاران را نادیده می گیرند.

2 سانتر شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 1:39 بعد از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

اگر بخواهیم؛ آینده ای روشن در انتظار فوتبال ساحلی ایران

نمایی از بازی ایران و آمریکا


در حالی­که فوتبال کشورمان این روزها با هیاهوی ویژه­ی لیگ مانند آمدن فیروز کریمی به استقلال، یکه­تازی پرسپولیس با افشین قطبی، برگزاری دیدار رفت فینال جام باشگاه­های آسیا در اصفهان با حضور سپاهان و اراوای ژاپن، بحث انتخاب مربی برای تیم ملی فوتبال، انتخابات فدراسیون فوتبال و مسائل بسیار دیگری به راه خود ادامه می دهد، «تیم فوتبال ساحلی» کشورمان بدون سر و صدا و فارغ از همه چیز راهی «ریودو ژانیروی» برزیل شد تا بازی­های خود را در استادیوم ساحلی «کوپاکابانا آره­نای» این شهر برگزار کند.

تیم کشورمان که در گروه B این رقابت­ها در کنار تیم­هایی چون آمریکا، پرتغال و اسپانیا قرار دارد، روز جمعه اولین بازی خود را مقابل پرتغال قهرمان اروپا انجام داد. سفید پوشان ایران در این بازی با ترکیب اولیه­ی حامد قربانپور، حسن عبدالهی، فاروق دارا، علی نادری و محمد احمدزاده و با مربی­گری مارکو اتاویو به میدان رفتند و در پایان سه وقت 12 دقیقه­ای به تساوی 3-3 رسیدند. تلاش دو تیم در سه دقیقه وقت اضافه ثمر نداد و سرانجام در ضربات پنالتی تک­تک پنالتی پرتغالی­ها به گل نشست ولی پنالتی بازیکنان ایران توسط قربان­پور راهی به دروازه نبرد. برای کشورمان نادری، مسی­گر(از روی نقطه­ی پنالتی) و دارا گلزنی کردند.

تیم کشورمان روز یک­شنبه مقابل آمریکا از تیم­های با سابقه در فوتبال ساحلی قرار گرفت و در یک بازی کاملا نزدیک 7 به 6 مغلوب این تیم شد و امیدهای خود را برای صعود به دور بعد از دست داد. تیم ایران در این بازی هم با همان ترکیب اولیه­ی بازی قبل به میدان رفت و برای تیم ایران علی­گلی، احمدزاده(دو بار)، داوودی، قربان­پور(دروازه­بان تیم) و مسی­گر گلزنی کردند. تیم ایران در آخرین بازی خود می­بایست روز سه­شنبه به مصاف تیم قدرتمند اسپانیا برود. در حال حاضر در جدول رده­بندی اسپانیا با 6 امتیاز از دو برد مقابل دو تیم آمریکا و پرتغال در رده­ی اول، آمریکا با یک برد مقابل ایران در رده­ی دوم، پرتغال با 2 امتیاز از برد با پنالتی خود مقابل ایران در رده­ی سوم و تیم ملی کشورمان بدون امتیاز در رده­ی چهارم این گروه قرار دارد.

از نکات برجسته­ی این رقابتها  اینکه هیچ­گونه اطلاع­رسانی جالبی در مورد حضور تیم ملی کشورمان در این بازی­ها انجام نگرفت و نتایج بازی­های کشورمان در این تورنمنت «مهم و جهانی» تنها در بخش اخبار کوتاه خبرهای ورزشی شبکه­ی خبر اعلام می­شد در حالی­که بازیکنان ایرانی نشان دادند که از پتانسیل بالایی در عرصه­ی فوتبال ساحلی برخوردارند و با کمی حمایت بیشتر می­توانند همانند فوتسال یکی از قدرت­های این رشته در جهان به شمار آیند. آمار دو بازی ایران با آمریکا و پرتغال نشان از برتری ایران در درصد مالکیت توپ، ضربات کرنر و تعداد شوت­های به دروازه در هر دو بازی دارد، شاید با کمی تجربه­ی بیشتر الان بازیکنان ایرانی فارغ­البال به فکر بازی با اسپانیا و صعود به مرحله­ی بعدی بودند.

2 سانتر شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:26 بعد از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

و اینک تیم فوتبال قلم طلایی...

عکس از امیر حسین رضایی دفاع آخر تیم!


هفته­ی قبل در سالن تجلی کرمان یک مسابقه­ی فوتسال زیبا و هیجان انگیز برگزار شد و تیم «قلم طلایی» متشکل از خبرنگاران ورزشی مقابل تیم «منتخب اداره تربیت بدنی» قرار گرفت. خبرنگاران که همیشه معروفند به گیر دادن به ملت این بار خودشان گیر افتادند و چنان شکستی خوردند که تا چند وقت مزه­اش زیر دندان­شان باقی می­ماند. هر چند قرار شد این خبر جایی درز نکند اما کلاغ­های خبرچین نتیجه را جار زدند و خبرنگاران هم از ترس آبرو مجبور شدند از جناب جوانمرد مدیر کل تربیت بدنی بخواهند تا در آینده­ای نه چندان این بازی را تکرار کنند.

این فوتسال مهیج تماشاچی هم داشت و جمعی از خبرنگاران ورزشی مونث که تعدادشان به انگشتان دست هم نمی رسید سنگ تمام گذاشتند و حسابی قلم بدستان مزدور را تشویق کردند. ولی بمیرم این همه این عکاسان از ملت عکس گرفتند ولی کسی نبود از خودشان عکس بگیرد. عکس بالا را امیر حسین رضایی عکاس بام کویر گرفته که متاسفانه خودش در عکس نیست.

قرار بود در این مسابقه لباس تیم «قلم طلایی» بدلیل زرد نوشتن مداومشان زرد باشد اما یک دفعه آبی از کار درآمد، شاید به همین دلیل بود که خبرنگاران هوادار پرسپولیس مانند ... نتوانستند بازی خوبی از خودشان نمایش دهند و از دو قدمی دروازه توپ را به «اسکوربورد» سالن کوبیدند!!!!!!!!  

راستی در آینده از تیم بیشتر خواهید شنید. اگر دیدید قهرمان لیگ برتر فوتسال شد زیاد تعجب نکنید، با انگیزه­ای که ما در بچه­ها دیدیم این امر دور از دسترس هم نیست. ان­شاءاله بترکد چشم حسود.

2 سانتر شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 11:49 بعد از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

آبان‌ماه آغاز لیگ دسته اول فوتبال باشگاهی کشور: آروزهاي كرماني در سري B

تيم پگاه گيلان يكي از تيمهاي راه يافته به ليگ برتر در سال قبل


فوتبال کرمان امسال علاوه بر تیم مس کرمان که در لیگ برتر بازی می‌کند صاحب دو نماینده‌ی دیگر در مسابقات دسته‌ی اول فوتبال جام آزادگان هم هست. تیم‌های مس رفسنجان و گل‌گهر سیرجان دو تیمی هستند که از شهرستان‌های استان برای اولین‌بار پای به این رقابت‌ها می‌گذارند. چندي قبل آیین قرعه‌کشی این مسابقات در محل فدراسیون فوتبال انجام شد و هر دو تیم حریفان‌شان شناختند. تیم گل‌گهر در گروه یک قرار گرفت که گروهی نسبتا سخت و دشوار است و تیم‌های قدری چون استیل آذین تهران، تیمی که علی پروین راه انداخته است و بازیکنانی نظیر میرزاپور، انصاریان، مجیدی، کاویانپور و... در آن عضویت دارند، شهرداری بندرعباس، همان تیمی که در مسابقات پلی‌آف فصل قبل به راه‌آهن خورد و در دو بازی حذف شد و هدايت آن در اين فصل بر عهده رسول كربكندي است، مقاومت بسیج فارس، تیمی که در جام حذفی فصل قبل استقلال را حذف کرد و برای پرسپولیس هم مشکل ایجاد کرد، تیم با سابقه‌ی تراکتورسازی تبریز، سرخ‌پوشان دلوار‌افزار، داماش ایرانیان، شاهین اهواز، نیروی زمینی تهران، کاوه زنجان، شموشک نوشهر و پیام خراسان در این گروه قرار گرفتند.

اما مس رفسنجان در گروه دوم قرار گرفت که نسبت به گروه یک کمی معتادل‌تر است. مس رفسنجان که مشابه کرمانی‌اش این‌روزها در لیگ برتر حال و روز خوشی ندارد باید با تیم‌هایی چون فولاد خوزستان، قهرمان سه فصل قبل لیگ برتر، تربیت یزد، اتکا تهران، نساجی مازندران، ماشین‌سازی تبریز، صنایع اراک شهرداری تبریز، کوثر تهران شاهین بوشهر و سپاهان نوین پیکار کند.

بدون شک هر دو تیم برای رقابت با سایر تیم‌ها کار بسیار سختی دارند اما همین‌که شهرستان‌های سیرجان و رفسنجان در دسته‌ی اول صاحب تیم شده‌اند جای بسی خوشحالی است. پس به نظر می‌رسد بهترین کار و اولین هدف نگه داشتن دو تیم در دسته‌ی اول و محکم کردن جای پای‌‌شان است سپس فکر کردن به اهداف بالاتری چون صعود به لیگ برتر. البته هر دو تیم برای برگزاری بازی‌ها در شهرستان مشکلات زیادی دارند. هر دو تیم از داشتن استادیومی مناسب برای برگزاری بازی‌های لیگ یک محرومند، شاید به همین دلیل بود که مسی‌ها از جام حذفی کنار کشیدند و زمزمه‌هایی مبنی بر برگزاری بازی‌های‌شان در استادیوم سلیمی‌کیای کرمان نیز به گوش می‌رسد.

از این نکته نباید غافل شد که هرگز نمی‌توان از این دو تیم توقع صعود به لیگ برتر را داشت زیرا هر تیم تازه واردی برای موفقیت احتیاج به پایه و زیربنای محکم دارد. پس جا دارد تا دو تیم دو سالی را در لیگ یک جا بی‌افتند. آن‌گاه به فکر صعود به لیگ برتر باشند. گفتنی است بازی‌های لیگ دسته‌ي اول از پنجم آبان آغاز می‌شود و در اولین هفته مس رفسنجان می‌بایست از اتکای تهران پذیرایی کند و گل‌گهر هم به مصاف داماش ایرانیان خواهد رفت. از هر گروه دو تیم به مرحله‌ی پلی‌آف صعود می‌کنند که به‌صورت ضربدری با هم بازی خواهند کرد، دو تیم برنده به لیگ برتر صعود می‌کنند و بازی دو تیم بازنده تکلیف صعود سومین تیم را مشخص می‌کند.

اما بهتر بود که دو تیم اول دو گروه مستقیما به لیگ برتر صعود کنند تا مشکلات پارسال و سال‌های گذشته مجددا تکرار نشود.

2 سانتر شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 10:43 قبل از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  |