تبليغاتX
Kickoff یادداشتهای ورزشی امیر غفاربیگی
نوشته های ورزشی امیر غفاربیگی
کاش خویشتن دار می بودیم


برداشت یک: امان از افراد مسوول و غیرمسوول

فاجعه برای فوتبال کرمان، دیگر بدتر از این نمی شد، اکنون دیگران در مورد ما چی فکر می کنند. عملکرد غیرحرفه تنی چند از آقایان مسوول و غیرمسوول باعث شد تا دیگران، کل مردم کرمان را با حرفهای تند خود زیر سوال ببرند. باعث شد تا دیگران پا را فراتر گذاشته و هر چه از دهنشان درآمده به مردم کرمان بگویند، در حالیکه هواداران در این درگیری ها نقشی نداشتند، اما الان باید تابع رای کاملا ناعادلانه ی کمیته ی انضباطی، بقیه ی بازیهای فصل را تنها به خاطر عده ای کج اندیش سبک سر از دست بدهند.

بازی مس و صبا اصلا شباهتی به فوتبال نداشت، بلکه یک جنگ تمام عیار بود، جنگی که در دربی های معروف دنیا وجود ندارد. هواداران با فریاد انتقام، انتقام تیم را تحریک می کردند، صبایی ها هم با تکلهای خشن، در حالیکه داور را در حمایت خود داشتند، مسی های کم تجربه را عصبی و عصبی تر می کردند. اما در این میان این غیر مسوولین و مسوولین تیم بودند که می بایست از خود خویشتنداری نشان می دادند ولی آنها هم با دامن زدن بر این تشنجات اوضاع را کاملا به نفع صبا و به ضرر مس تغییر دادند.

نقطه ی تاریک این بازی را همه می دانیم. کتک خوردن کمک داور به هنگام خروج از زمین.  درگیری در فوتبال وجود دارد اما کتک زدن داور در مقابل هزاران چشم متعجب و دوربینهای آماده به ثبت تصاویر هیچ توجیهی ندارد. در آن جمعه ما نه تنها بازی، بلکه کل حیثیت فوتبالمان را باختیم. آیا هنوز هم باور داریم که مهمان نواز هستیم. ما در آن روز با خودمان هم جنگ داشتیم. حتی به خودمان هم رحم نکردیم. نه به خودمان و نه به فوتبالمان. کاش از این به بعد جوانمرد باشیم و به فوتبال خدمت کنیم.

برداشت دو: و این فوتبال کثیف...

علی دایی، نیاز به صحبت ندارد، همه او را می شناسیم، از سال 72 همواره (به جز زمانی که مصدوم بوده است) در سطح اول فوتبال کشور بازی کرده است. بازیکن پرافتخاری که هنوز که هنوزه فوتبال ایران با او می شناسند. اما نمی دانم چرا امسال همه ی شمشیرها برای او از رو بسته شده است. حال که تیم او با هدایت و فرماندهی قدرتمندش به قهرمانی این فصل نزدیک شده است، یک بسیج همگانی برای براندازی اش آغاز شده است. یعنی فوتبال ایران اینقدر کثیف شده است که ایگونه آشکارا ابتدا تیمی را سر ببرند و سپس مربی اش را. چهار جلسه محرومیت برای مربی، بازیکن سایپا هیچ توجیه قانونی نمی تواند داشته باشد. داور خطاهای پی در پی شیث رضایی بر روی دایی و عصبی کردن او را هرگز ندید، اما پنالتی که هیچ کس آنرا ندید، او دید. یعنی قهرمانی در فوتبال ما چه ارزشی دارد که حاضریم تیمهای دیگر را قربانی کنیم. دایی همیشه بازیکن آرام و بااحترامی بوده است که در زمین فقط و فقط به فکر بازی اش است. اما وقتی اینچنین واضح در حقش بی عدالتی می کنند چه عکس العملی می تواند داشته باشد.

براستی فوتبال ما ما به چه سمت و سویی در حال حرکت است. حرکت لاک پشتی و در بعضی مواقع عقب گرد فوتبال نشان از غیرحرفه ای بودن ما دارد و همی امر راه را برای رقبای ما باز می گذارد تا مثل همیشه از ما پیشی بگیرند. 

2 سانتر شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 10:16 قبل از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

این است فوتبال در سال 2007

 درد این هواداران را کسی نمی داند.


هنوز هم باورش برای هواداران مشکل است. اما اتفاق افتاد و AFC در بیانیه ی رسمیی که در تاریخ 27 فوریه اعلام کرد، استقلالیها را فاقد صلاحیت شرکت در جام قهرمانان باشگاه های آسیا دانست و تیمهای گروه B این مسابقات را تنها تیمهای پاختاکور ازبکستان، الکویت اسپورت کویت و الهلال عربستان دانست. اتفاقی است که دیگر روی داده و در این برهه از زمان بدنبال مقصر گشتن دیگر هیچ فایده ای ندارد. زیرا تا بخواهیم مقصر را پیدا کنیم همه خود را پنهان کرده و دیگری را معرفی می کنند و اینجاست که مثل معروف: «کی بود، کی بود، من نبودم» مصداق پیدا می کند، مربی می گوید: مدیر عامل مقصر است، مدیر عامل می گوید: سرپرست، سرپرست می گوید: هیات مدیره، هیات مدیره می گوید سازمان فوتبال و شاید هم هواداران مقصرند، آنها باید می آمدند پشت دیوار خانه ی هرکدام از مسوولین و هر روز به آنها یادآوری می کردند که چند روز به پایان مهلت AFC مانده است. اصلا چه کسی بهتر از تئودور یونگ کمک مربی جدید آبی ها، چطور است او را به عنوان مقصر معرفی کنیم، از آنجایی که تازه آمده است، می توانیم یک ضربه شست حسابی نشانش دهیم تا بفهمد اینجا کجاست. تازه زبان بسته زبان ما را هم که نمی فهمد، پس چه بهتر که همه ی کاسه کوزه ها را بر سر او بشکنیم. اصلا شاید قلعه نویی و همجوارانش این مرد را آورده اند تا اگر تیم برد، پیروزی را به پای خود بنویسند و اگر باخت کسی باشد که متهمش کنند.

داستان تقریبا از دو هفته شروع شد و زمزمه هایی مبنی بر حذف استقلال از جام باشگاه های آسیا به گوش رسید، اما آنچه که هواداران فوتبال در این مورد و در طی این دو هفته شنیده اند و دیده اند، از خود خبر حذف، بسیار جذاب تر و دیدنی تر بوده است. مثلا آقایان فهرست بازیکنان شرکت کننده در جام با پست عادی به مقر AFC ارسال کرده اند که این عملشان را باید با داد با آب طلا نوشت و در تخت جمشید نصب کرد تا در تاریخ مکتوب این مرز ثبت شود. احتمالا هنوز که هنوزه فهرستی به دست نمایندگان AFC نرسیده است و مسوولان ، برای گشت و گذار سری هم به ادارات پست مالزی زدند اما خبری از نامه نبود که نبود.

رویهمرفته از آن روزی که تیم ملی فوتبال در جام جهانی آنگونه بازیهای ضعیفی از خود به نمایش گذاشت، ثابت شد که مسوولان تربیت بدنی واقعا از یک درک نسبتا پایین، در زمینه ورزش برخوردارند و این ادعا همین هفته قبل برای افراد ورزشی و دیگر علاقمندان با این عملی که انجام شد، کاملا ثابت گردید. در خبرها داشتیم که کا هیات رییسه استقلال استعفا داده اند و فبل از استعفا هم سازمان فوتبال استقلال را منحل کرده اند. سازمان فوتبال که ما آخر از آن سر در نیاوردیم. آخر تیمی که بازیکنانش، در حین تمرین رختکن شان پشت وانت است، سازمانش کجا بوده است که امیر قلعه نویی رییسش باشد. رییسی که با اعمال فشار از خارج باشگاه به داخل و با دخالتهای بیجایش تا می توانست به استقلال ضربه زد. همچنین هیات رییسه ای که آقای علی آبادی رییس سازمان تربیت بدنی ردیف کرده بودند، از آقایانی بودند که هرگز قبلا از فوتبال هیچ سررشته ای نداشته اند. آنها هرگز درد هواداران را نمی فهمند. فقط به فکر این هستند تا چند روزی را که بر این مسندند از فرصتها استفاده کرده و برای رسیدن به پستها و مقامهای بالاتر برنامه ریزی کنند. هیچ وقت روی سکوهای سرد ننشسته اند و برای موفقیت تیمشان فریاد بزنند دعا کنند و یا حتی اشک بریزند. حال اگر این هیات رییسه ها هم استعفا بدهند دیگر چه فایده ای دارد، چونکه این خانه از پای بست ویران است.

2 سانتر شده در  پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 0:27 قبل از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  | 

این تیم پشتوانه می خواهد

اثری از دوست عزیزم ابوکورش


آنچه که مسلم است، تیم فوتبال مس در پایان این فصل یکی از رده های میانه ی جدول را به خود اختصاص خواهد داد و تاکنون که بیش از نیمی از اولین فصل حضور مس در لیگ برتر می گذرد، تقریبا خیال همه و شايز معجزه و یا اتفاق عجيب و غريب و دور از انتظاری به وقوع بپیوندد که این تیم به سمت دسته ی اول لیگ آزادگان تغییر مسیر دهد. بازیکنان این تیم در اکثر نقاط کشور شناخته شده اند. بازیکنانی چون عباس محمدس و میرقربانی برای درخشش شان در لیگ و دعوت به تیم ملی و بازیکنانی چون تقی پور، آدریانو آلوز، شاهین خیری و ... به واسطه ی سابقه ی قبل شان در لیگ برتر. بدون شک در پایان فصل تنی چند از این بازیکنان و همچنین دیگر بازیکنان تیم مانند، حسینخانی، تلقینی، شرفی، مولایی و ... با پیشنهادات اغوا کننده ی سایر تیمها مواجه شده و بار سفر را از کرمان بسته و به استانهای دیگر مهاجرت کنند. این رسم فوتبال حرفه ای است و هیچ بازیکنی را نمی توان به زور در یک تیم نگه داشت و خود بازیکنان هم برای پیشرفت احتیاج به تغییر باشگاه دارند. هرچند که دیگر، تیمهای تهرانی محل پیشرفت بازیکنان و دعوت احتمالی شان به تیم ملی نمی باشند، اما همچنان از بزرگترین مراکز شناساندن بازیکنان شهرستانی به شمار می آیند. با این تفاسیر باید آخر فصل منتظر خالی شدن مس از ستارگانش باشیم و عوامل باشگاه باید دست به کار شده و از اینجا و آنجا بازیکن جذب کنند تا جای خالی سفرکرده ها پر شود. از آنجا که جذب یار جدید مستلزم صرف هزینه هایی سنگین برای باشگاه خواهد بود، می طلبد تا مسوولان تیم در این برهه از زمان به فکر بازیکن سازی هم باشند. حال که بازیهای مس در لیگ برتر اکثر افراد را به این تیم علاقمند کرده است، بهتر است کار استعدادیابی آغاز شود تا از این انگیزه ای که در جوانان کرمانی وجود دارد، استفاده شود و آنها را به سمت فوتبال کشاند و این باور را در آنها بوجود آورد که آنها هم می توانند روزی از طریق مس به تیم ملی برسند.

باید از تجارب حضور بازیکنان در لیگ برتر استفاده کرد و با آموزش صحیح مثلا یک ابراهیم تقی پور دیگر را به فوتبال معرفی کرد. اگر بازیکنی را به کرمان می آوریم باید هم از او بازی بخواهیم و هم زمینه ای را فراهم کنیم که پهلوی او چند بازیکن طراز اول هم تحوی جامعه ی فوتبال داد. اینکه فوتبال حرفه ای شده است و اکثر بازیکنان یک تیم غیربومی هستند، اصلی است که الان برای همه جا افتاده است، اما چه بهتر که از غیر بومیها برای ساخت بومی ها استفاده کنیم تا در سالهای آینده که دیگر روال، مانند امسال نیست، پشتوانه ی خوبی برای تیم داشته باشیم. اگر تیم جوانان و نوجوانان نداریم، هر چه زودتر آنها را تشکیل داده و در روزهایی خاص، این تیمهای پایه همراه با تیم بزرگسالان تمرین کرده تا شیوه ی تمرینات حرفه ای هم آشنا گردند.

2 سانتر شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط امیر غفاربیگی  |